غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
141
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
پنجهء تقدير اسير و دستگير شده و در نماز ديگر شجعان عراق ايشانرا بپايهء سرير يزيد بن انس رسانيدند و چون او بسبب صعوبت مرض مجال تكلم نداشت بدست اشارت كرد تا همه را گردن زدند و همانشب ابن انس وفات يافته و رقاء بن غارب مصلحت در مراجعت ديد و مظفر و منصور به خدمت مختار بازگرديد و در اواخر همين سال سنهء سته و ستين عبد اللّه بن زبير محمد بن خنفيه را گرفته گفت اگر ميخواهى كه از چنگ اجل امان يا بى با من بيعت كن و محمد بن حنفيه رضى اللّه عنه دو ماه مهلت طلبيده عبد اللّه نخست از اجابت آن ملتمس ابا فرموده بالاخره آنجنابرا حبس كرده دو ماه زمان داد محمد رضى اللّه عنه از محبس نامهاى بمختار نوشته او را از كيفيت حال آگاه ساخت و مدد طلبيد مختار علم تفاخر و استظهار افراخته هزار سوار جرار به مكه فرستاد تا بيك ناگاه بحريم حرم درآمده محمد را از محبس بيرون آوردند و ميان آنجماعت و ابن زبير صلحگونهء واقع شده سپاه مختار بكوفه بازگشتند و همدرين سال جابر بن سمره و زيد بن ارقم الانصارى درگذشتند و زيد آنكس است كه رسول صلى اللّه عليه و سلم را بر سخن عبد اللّه بن ابى سلول كه ( لئن رجعنا الى المدينة لنخرجن الاعز منها الاذل ) مطلع گردانيد و سورهء اذ جاءك المنافقون جهة تصديق قول او نازل گرديد انه فعال لما يريد ذكر وقوع محاربه ميان سپاه عراق و لشكر شام كرت ديگر و كشته شدن عبيد اللّه بن زياد به زخم تيغ ابراهيم بن مالك اشتر بروايت اكثر مورخين در اوايل سنهء سبع و ستين مختار ابراهيم بن مالك را با دوازدههزار مرد خنجرگذار بدفع شر عبيد اللّه بن زياد نامزد فرمود و چون ابراهيم دو سه منزل به طرف موصل قطع نمود رؤساء كوفه و قتلهء امام حسين عليه السّلام مثل شيث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن و محمد بن اشعث بن قيس و عمر بن سعد باتفاق جمعى كه بر سبيل اكراه متابعت مختار ميكردند رايت مخالفت افراشته بمختار پيغام فرستادند كه اگر بهتر ازين برعايت جانب ما قيام مينمائى فهو المرام و الا مستعد جنگ و جدال باش مختار بنابر مصلحت وقت در استرضاء ايشان كوشيده قاصدى بر جناح استعجال نزد ابراهيم فرستاد تا او را بر كيفيت حادثه اطلاع داده بمراجعت مامور گرداند و قاصد در ساباط مداين بابراهيم رسيده او را بازگردانيد و در روزيكه شمر بن ذى الجوشن و محمد بن اشعث بن قيس و عمر بن سعد با جمعى از اشقيا در خانهء شيث بن ربعى مسلح و مكمل شده داعيه داشتند كه با مختار قتال نمايند بيك ناگاه ابراهيم بكوفه رسيد و فى الحال بر آن فرقهء ضلال تاخته در حملهء اول پنجاه نفر از ايشانرا بقتل رسانيد و هشتصد كس اسير گرفت و از جملهء اسارى دويست و پنجاه نفر را كه داخل ملاعين كربلا بودند گردن زد و خاطر مختار از دغدغهء اشرار فراغت يافته بار ديگر ابراهيم بن مالك را بجانب عبيد اللّه بن